چقدر هوا گرم شده سوختیم والا!به سرعت نور ماه آخر بهارم داره میگذره ..این ماه یه سفر رفتم به سوباتان که پیمایشی بود و توی فضایی خنک و بارونی و غرق در مه مرز گیلان و اردبیل که خیلی لذت بخش بود و حالمو خوب کرد..بعدشم مامان و بابام اومدن پیشم و سه روز باهاشون رفتیم تبریز سفر گردشی که اونم خوب بود البته بجز قسمت برگشتش که با قطار اومدیم و حسابی خسته و کوفته شدیم! مثلا خواستم یه کم صرفه جویی کنم رفت رو هواپیما و برگشت رو قطار گرفتم ولی قطارش داغون و کثیف بود و خیلیم تو راه وایساد دیر رسیدیم من 7 صبح خونه بودم فقط در حد تعویض لباس وقت داشتم و بدو اومدم سرکار و هنوزم کوفته وخسته م تازه عصر تا شبم کلی کار دارم..سفر با خانواده رو توی چند سال اخیر چند بار تجربه کردم البته بجز بچگیا این چند سال شیراز و اصفهان و مشهد و امسالم تبریز بردمشون خوب بود خوشحالم از اینکه حال و هواشون عوض میشه و حس خوبیه بودن کنارشون اما سختیای خودشم داره مخصوصا اینکه باید مواظب باشی مدام که خسته نشن بهشون خوش بگذره و...امسال یه هتل خوب گرفتم که محل اقامتشون راحت باشه اما چون زیاد به جاهای تاریخی علاقه ندارن بیشتر جاهای تفریحی و بازارها بردمشون ..تبریز خیلی شهر خوبیه قبلا یکی دو بار در حد نیم روز اونجا بودم اما این دفعه سه روز بودیم و وقت خوبی بود هرچند هنوز خیلی جاهاشو ندیدیم و باید یه بار تنهایی برم ایشالا ...احتیاج به یه استراحت درست حسابی دارم و بعدشم برگردم به روال طبیعی زندگیم و کارا و کلاسا و برنامه هامو اجرا کنم... دفترچه خاطرات گلابتون...ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: جمعه 6 آبان 1401 ساعت: 16:51
ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: جمعه 6 آبان 1401 ساعت: 16:51